عبد الرحمن جامي
125
نقد النصوص في شرح نقش الفصوص
نيز از جملهء احوال عين ثابتهء اوست . و صاحب اين كشف چون به عنايت حق بر احوال عين ثابتهء خويش مطَّلع شود ، دريابد كه اين عنايت هم از جملهء مقتضيات احوال عين ثابتهء اوست . لا جرم گويد ، كان قندم نيستان شكرم * هم ز من مىرويد و من مىخورم امّا بدان كه عنايت حضرت حق و فيض پادشاه مطلق سبحانه و تعالى بر دو قسم است : قسمى آن است كه عين ثابته به استعداد خود اقتضاء آن مىكند و اين عنايت به حسب فيض مقدّس است و تابع مر عين ثابته را . و قسمى ديگر آن كه ذات الهيه مقتضى آن است ، نه عين ثابته و اين عنايت به حسب فيض اقدس است ، كه اعيان و استعداداتش اثرى از آثار اوست ، و فيض مقدّس نيز تابع اوست . فالأمر كلَّه يرجع إليه سبحانه ، منه ابتداؤه و إليه انتهاؤه و لا إله غيره .